تبليغاتX
خلوتکده عشاق

New Coding JavaScript


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ

هرگز نمیردانکه دلش زنده شد به عشق

اگه يه روز من مُردم و تو منو دوست داشتي پنج شنبه ها بيا سرِ مزارم و...

 گلِ سرخي رو روي قبرم بذار تا هميشه اون گلي که بهت داده بودم رو به خاطرم بيارم ...

 ... اگه تو مُردي ... من فقط يه بار ميام مزارِت ....

 ميام و اون دسته گلِ سفيدِ مريم رو که با خون خودم سرخشون کردم ....

 برات هديه ميکنم وعاشقانه کنارت جون ميدم تا بدوني هيچ وقت تنها نيستي...

                      mazar

نوشته شده توسط عاشق بازمانده در ساعت 9:14 بعد از ظهر | لینک  | 

نوشته شده توسط عاشق بازمانده در ساعت 9:12 بعد از ظهر | لینک  | 

عشق يعني خاطرات بي غبار 

دفتري از شعر و از عطر بهار

 

عشق يعني يك تمنا , يك نياز

 

زمزمه از عاشقي با سوز و ساز

 

عشق يعني چشم خيس مست او

 

زير باران دست تو در دست او

 

عشق يعني مرگ از يك نگاه

 

غرق در گلبوسه تا وقت پگاه

 

نوشته شده توسط عاشق بازمانده در ساعت 9:6 بعد از ظهر | لینک  | 

@@@.....................@@@@...........@@@.................@@......@@@@@@@@@..... @@@.................@@........@@.........@@@..............@@.......@@@................@..... @@@................@@..........@@..........@@@...........@@........@@@..........@........... @@@...............@@............@@...........@@@........@@.........@@@@@@@........... @@@...............@@............@@.............@@@.....@@..........@@@@@@@........... @@@..........@...@@..........@@...............@@@...@@...........@@@..........@........... @@@@@@@....@@........@@.................@@@.@@............@@@................@..... @@@@@@@......@@@@@......................@@@@..............@@@@@@@@@...

نوشته شده توسط عاشق بازمانده در ساعت 7:30 بعد از ظهر | لینک  | 

نوشته شده توسط عاشق بازمانده در ساعت 12:33 بعد از ظهر | لینک  | 

 خورشید تابانم تویی

 عشق پریشانم تویی

 آبی آسمانم تویی

 رنگ بی پایانم تویی

 همدم تنهایی من یار و غمخوارم تویی

 یار همیشگی من عشق و دنیایم تویی

 گر نباشی من نیستم

 چون که هستیم تویی

 

نوشته شده توسط عاشق بازمانده در ساعت 12:31 بعد از ظهر | لینک  | 

من باور ندارم چهره ي پشت نقابو آينه ي پر از دروغو خنده هاي بي حسابو .....

تو كه رفتي ديگه اينجا هنجرم صدا نداره پر شده تو قلب دفتر غزلاي نيمه كاره...

يه شب ميون بارون غرورمو شكستم ...فقط بخاطر تو...

يه عمري عاشقت بودم ....اما حيف ندونستي..

 اگه يه لحظه بهم نگاه كني دلمو پشت سرم جا مي زارم ...

بهت بگم.

دوست دارم خيلي زياد

بهت بگم هيچكي مثل تو نمي شه فقط تويي كه مي موني تا هميشه.....

 

نوشته شده توسط عاشق بازمانده در ساعت 4:50 بعد از ظهر | لینک  | 

مي خواي بري نمي زارم آخه فقط تورا دارم ساده نشي فكر نكني دست از سرت بر مي دارم.

شايد اصلا درست مي گيد شما كجا ما كجا ببخشيد تازگيا كارم شده خدا خدا..

ببخشيدا يه قولي بود ميون ما......

 

ارزوم بود با وجودم مثل روحم آشنا شه..

چي شد اون همه احساس ... ديگه بسمه شكستن نمي خوام عاشق بمونم.

كاشكي دوباره جون بدي به قلب شكسته ام....

كاشكي درست زماني كه فكر مي كني اون مال توست ببيني با كس ديگست خيال اون نصيب توست...

 

 

روزگار من ديگه به پاي اون تباه شده رنگ عشق ما ديگه تيره شده سياه شده ديگه تا آخر عمر تنهاي تنها مي مونم اون كه يار من بوده رفته و بي بفا شده يه روز مي ياد دلت واسم داد بزنه لبت فقط اسممو فرياد بزنه ولي ديره ولي ديره بازم مي ياد روزي كه بارون بباره بخاد عشق منو يادت بياره ولي ديره ولي ديره ...

نوشته شده توسط عاشق بازمانده در ساعت 4:49 بعد از ظهر | لینک  | 

نمي دونم دل به كي بستي قلبمو شكستي چاره نيست بايد برم....

  

عاشقي پنهون نميشه ..

پس از اون غروب رفتن اولين طلوع من باش من رسيدم روبه اخر تو بيا شروع من باش ...

تو طلوع زندگي مني...

من سرنوشت خودم رو در نگاه كردن با چشماي نو يا فتم.

رو در ديوار اين شهر همش از تو يادگاره..

انگار چشاي تو مي خونست بد جور دلم ديونته به جون هر چي ديونست..

 

شهر منه شهر قشنگ آسمون پاك و يه رنگ دلم چقدر تنگه برات قربون اون پس كوچه هات يادش بخير اون روزا با اون همه خاطره ها توي راه مدرسمون دختراي محله مون دختراي محلمون تو كوچه ها كا ه گلي بازي با اون توپ گلي..

اگه تو نباشي خورشيد خانوم در نمي ياد...

بزار تا نفس دارم توي چشات نگاه كنم ....

همه عالم بدونن دل ديگه پروا نداره.....

 آسمون ستاره هاشو بي تو از من مي گيره..

نگاه تو مانند خشم تيز آبشار

نوشته شده توسط عاشق بازمانده در ساعت 4:48 بعد از ظهر | لینک  | 

            

 

 اهل حرم دست علمدار جدا شد   

                        این دسته گلی بود که تقدیم خدا شد

افسوس که سقا به حرم آب ندارد

                  

 افسوس که اصغر ز عطش تاب ندارد

 

سوزد جگر دسته گل باغ مدینه

                                

 این زمزمه آید ز لب خشک سکینه

 

گرید زعطش طوطی بستان رسالت

                                     

  از دیده عباس چکد اشک خجالت

 

بر دیدن سقا زجنان فاطمه آید

                                

 این ناله زهراست که از علقمه آید

 

ای اهل حرم چشم خود از آب بپوشید

                                         

 دیگر عوض آب روان اشک بنوشید

 

رنگین شده از خون رخ نورانی عباس

                                          

 خون می چکد از دیده وپیشانی عباس

نوشته شده توسط عاشق بازمانده در ساعت 4:45 بعد از ظهر | لینک  | 

دیر آمدیم حتما لایق نبودم

سقای دشت کربلا ابوالفضل

 

کاش هماندم که تیغ آمد و بر مشک خورد

تیر اجل داده بود عمر مرا خاتمه


نوشته شده توسط عاشق بازمانده در ساعت 4:35 بعد از ظهر | لینک  | 

اينم به عشق آقا ابوالفضل

عباس

نوشته شده توسط عاشق بازمانده در ساعت 12:17 بعد از ظهر | لینک  | 

نوشته شده توسط عاشق بازمانده در ساعت 12:14 بعد از ظهر | لینک  | 

به نام خدای رقیه

وقتی نفس نفس می دوم،

                             پاهایم می سوزند؛چون شنیده ام .......

   قصه خارهای خونی پای دخترک تنهای کربلا را.....

که مظلوم بود و تشنه و ترسیده بود و می دوید.....

 شعله های آتش زبانه می کشید و دود چشمان دخترک را تار کرده بود.........

           فقط دل کوچیکش بابا رو می خواست.......

نوشته شده توسط عاشق بازمانده در ساعت 12:12 بعد از ظهر | لینک  | 

                            يک لحظه نشد خيالم آزاد از تو

  يک روز نگشت خاطرم شاد از تو

داني که ز عشق تو چه شد حاصل من

يک جان و هزارگونه فرياد از تو

 

نوشته شده توسط عاشق بازمانده در ساعت 12:34 بعد از ظهر | لینک  |